۶سالگی

شهریور ۱۴م, ۱۳۸۸

وبلاگم ۶ساله شد، همین.

این روزها

تیر ۲۱م, ۱۳۸۸

بعد از سفرهای فراوان! بهاری امسال دارم سعی میکنم برگردم به حالت عادی، ولی انگار نمیشه، فقط و فقط تلاش میکنم با کارهام خودمو سرگرم کنم که خیلی فکر نکنم. خلاصه اینکه “حال ما خوب است؛ ولی تو باور نکن.” اکانت توییترم داره هووی وبلاگم میشه ؛ تلاش میکنم که نشه همین، تموم شد.

من منزوی‏ام یا اجتماعی؟

فروردین ۵م, ۱۳۸۸

وقتی همه میدونن که من چیکار میکنم (از توییترم) وقتی همه میدونن با چه کسایی دوستم ( از فیس بوک و فرندفید ) حتی وقتی همه میدونن چه آهنگی گوش میدم ( از لست اف‏ام) یا چه نرم افزاری استفاده میکنم (از واکوپا) وقتی همه جا به تعداد ۳ رقمی flower ، friend  یا subscribe [...]

آه ، لذت جز تماشای تو نیست…

بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷

بعد از ۲ سال و نیم سکته کرده ، فرستادمش دکتر …

تهی

خرداد ۵م, ۱۳۸۷

نمیدونم چرا اینجوری شدم ! اصلاً دلم نمیخواد اینجوری باشم ، میدونم که باید صیور باشم ، نه به خاطر خودم ، فقط به خاطر آدمایی که وقتی من خوب نبودم صبور بودن و من رو تحمل کردن… ولی… ، ولی فکر میکنم توی یه دنیایی افتادم که انگار یه اجباری توشه ، شاید هم [...]

بالاتوییت

فروردین ۲۵م, ۱۳۸۷

بالاتوییت من رو دیدین ؟ ببینید : http://balatwit.jaavid.com پ.ن : به تعدادی همکارِ علاقه مند برای ادامه کار نیازمندیــــــــــــــــــــــم !