اعتراف کن!

شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸

هنوز مطمئن نیستم که نوشتن در مورد پروژه ی اعتراف کن توی وبلاگم خوبه یا بد. ولی به هر حال با کمک توییتر یه سیستمی راه انداختیم که بدون مشخص شدن هویتتون میتونید اعتراف کنید، اعترافاتتون توی توییتر و فرندفید ثبت میشه، پیشنهاد میکنم اکانت توییتر اعتراف رو فالو کنید و به اتاق اعترافات در [...]

این روزها

تیر ۲۱م, ۱۳۸۸

بعد از سفرهای فراوان! بهاری امسال دارم سعی میکنم برگردم به حالت عادی، ولی انگار نمیشه، فقط و فقط تلاش میکنم با کارهام خودمو سرگرم کنم که خیلی فکر نکنم. خلاصه اینکه “حال ما خوب است؛ ولی تو باور نکن.” اکانت توییترم داره هووی وبلاگم میشه ؛ تلاش میکنم که نشه همین، تموم شد.

من منزوی‏ام یا اجتماعی؟

فروردین ۵م, ۱۳۸۸

وقتی همه میدونن که من چیکار میکنم (از توییترم) وقتی همه میدونن با چه کسایی دوستم ( از فیس بوک و فرندفید ) حتی وقتی همه میدونن چه آهنگی گوش میدم ( از لست اف‏ام) یا چه نرم افزاری استفاده میکنم (از واکوپا) وقتی همه جا به تعداد ۳ رقمی flower ، friend  یا subscribe [...]

زندگی – وب ۲

دی ۲۹م, ۱۳۸۷

سرم درد میکرد توی توییترم نوشتم که : هیشکی مسکن داره ؟ سردرد ام ! شدیددددددددددد. چند دقیقه بعد علی دم در شرکت بود ! برام مسکن آورد. انگار تو تاکسی داشت توییترهای منو میخوند. عجب دنیاییه وب ۲.۰