تهی

نمیدونم چرا اینجوری شدم !
اصلاً دلم نمیخواد اینجوری باشم ، میدونم که باید صیور باشم ، نه به خاطر خودم ، فقط به خاطر آدمایی که وقتی من خوب نبودم صبور بودن و من رو تحمل کردن…
ولی… ، ولی فکر میکنم توی یه دنیایی افتادم که انگار یه اجباری توشه ، شاید هم اصلاً نمیخوامش ، شاید هم میخوام ، به خاطرش تلاش میکنم ولی هنوز نتونستم با خودم کنار بیام ، شاید باید روابطم با بقیه رو قطع کنم ، حتماً به خاطر اینه که عادت کردم دوست داشته بشم !
پر رو شدم ، دیوانه ….

هنوز احساس گناه میکنم به خاطر اتفاقاتی که توی تنهایی افتاده ، شاید نباید تنها میشدیم ، باوجود اینکه هیچ اتفاقی هم نیافتاده توی اون تنهایی ولی…

ذهنم خیلی درگیره ، من اصلاً آدم اینجوری نیستم ، نمیتونم صبور باشم ، ولی مگه میشه ؟ وقتی که آدما به خاطر من و فقط به خاطر من صبور بودن ! حالا من نباشم ؟

پی نوشت :

برای این پست نمیشه کامنت گذاشت ، نه فقط توی دنیای مجازی ، تو دنیای حقیقی هم نمیخوام کسی در مورد این پست حرفی بزنه.
این پست فقط برای خودزنی نوشته شده ، برای اینکه با خودم درگیر شدم و فقط هم به خودم ربط داره ، هیشکی هم نباید بخونه ، اصلاً چرا مینویسمش ؟
نوشتن این پست دقیقاً مث یه تلاش برای خودکشیه ! تلاشی که به امید ناموفق بودن انجام میشه !!!

بالاتوییت

بالاتوییت من رو دیدین ؟
ببینید : http://balatwit.jaavid.com
پ.ن :
به تعدادی همکارِ علاقه مند برای ادامه کار نیازمندیــــــــــــــــــــــم !

تولدت مبارک آقای مرحوم !

marhoom1.jpg

ادامه مطلب …

بوی عیدی بوی…

بوی عیدی ، بوی توپ.
بوی کاغذ رنگی….

از همشون متنفرم ! حالم به هم میخوره از…

بوی تلخ حلوا

بعد از ۸ فروردین ، که توی یه پست از بوی حلوا و صدای قرآن نوشتم و کلی پیغام تسلیت داشتم ، تصمیم گرفتم دیگه همچین کاری نکنم ! به خاطر همین هم این نوشته رو حتی خودم هم نمیفهمم !
حتی برای اون پست وحید که فقط ۳ تا نقطه داشت هم کامنت نزاشتم….
اما این دفعه دیگه بوی حلوا و صدای قرآن به اینجا نمیرسه ، اصلاٌ هم شلوغ نیست ، در عوض خیلی خلوته ، خلوت و ساکت ، سکوت بدیه …
میترسم ، از بوی تلخ حلوا میترسم.
پ.ن :
میخواستم این نوشته رو منتشر نکنم و بزارم مثل خیلی از نوشته های دیگه ( که حتی به خاطر منتشر نکردنشون محکوم هم شدم )فقط پیشنویس بمونن ولی به خاطر نازی جان که تو بلاگش نوشته ، منم اینو منتشر میکنم.
نازی جان ممنون ، به خاطر خیلی چیزها و اینکه تو بلاگت نوشتی.
وحید جان عنوان خیلی قشنگی انتخاب کردی ،شاید اگه این عنوان و پست نازی نبود ، اصلاً نمینوشتم.
فکر کنم آهنگ بلاگ میم نوشت بیشتر از ۱۰۰ بار تکرار شد تا این متن رو نوشتم….
پیغام تسلیت دوست ندارم.

من ، خودم و هیچ کس

وبلاگ شخصی جاوید مومنی “تبعیدگاه سابق”

در حال حاضر 282 مطلب و 439 كامنت در 12 مجموعه و 59 برچسب وجود دارند.


آخرین لینكها آخرین لینكها

گذر زندگی برخط !

روزنوشت !

  • دلبرکان غمگین من

    سه شنبه ۹ / مهر

    متن بدون سانسور کتاب روسپیان سودازده من(خاطره دلبرکان غمگین من) اثر گابریل گارسیا مارکز
    ترجمه از امیر حسین فطانت

    نظر (۲)
  • ۱۹۸۴

    پنجشنبه ۱۷ / مرداد


    نسخه اسکن شده کتاب ۱۹۸۴ اثر جورج اورول.

    يک نظر
  • دستگیری رپرهای کرمانی

    پنجشنبه ۹ / خرداد

    چند تا رپر کرمانی دستگیر شدن !
    البته من علاقه ای به رپ ندارم و …
    ولی خیلی برام جالب بود وقتی فهمیدم چه اتفاقاتی افتاده ، امیدوارم این بازی های بچه گانه سیاسی نشه !!!
    پی نوشت : وب سایت پیک ایران هم این خبر رو منتشر کرده ، و به شدت هم سعی در شلوغ کردن داره …

    يک نظر
  • در دسترس نبودن

    جمعه ۲۴ / اسفند

    تقریباً ۲ روز Jaavid.com دردسترس نبود ، که با همکاری سیکاسرور و پشتیبانی سرور دوباره به حالت عادی برگشت.
    انگار پلاگین Next Gen Gallery فشار زیادی به CPU سرور وارد کرده بود که مجبور شدم حذفش کنم و برنامه ای که داشتم به هم خورد.
    به خاطر اینکه سرور هم خیلی از دست من شاکی بود ، یه پلاگین برای Cache نصب کردم که سرعت رو افزایش بده و فشار روی سرور رو کمتر کنه.
    انشاالله که دیگه از این مشکلات پیش نیاد !

    نظرات