سربازی
سربازی یه اتفاق تلخه، برای من خیلی تلخ تر!
درگیر تلخی هام این روزها، شیرین من کو؟
شما الان چند تا رفیق آندرویدی آنلاین دارید؟ اسکرین شات هاتون رو برای من بفرستید که همینجا منتشر کنم.
پ.ن: این مطلب رو من توی یکی از هزاران انجمن آندروید گذاشتم، متاسفانه جای اشتباهی رو انتخاب کرده بودم چون تاپیکم رو به خاطر اینکه “لازم نبوده” و “همچین تاپیک هایی به کل کل میرسه آخرش” بستن، منم هنوز دارم به این توهم توطئه ی مدیران اون انجمن فکر میکنم!
گنجور محبوب ترین وب سایت های فارسیه که من ازش استفاده میکنم و لذت می برم.
اشعار فارسی زیادی از شاعران مشهور فارسی با نظم و ترتیب بسیار خوبی توی گنجور فابل دسترسی هستند بودند!
چند وقت پیش گنجور فیلتر شد، تا اینجا که مشکلی نبود! گنجور هم باارزش بود و مثل خیلی وب سایت های باارزش دیگه فیلتر شد.
امروز میخواستم به کمک گنجور توی اشعار مولانا جستجو کنم، ولی اشعار مولانا نبودن، بعد از کمی جستجو مشخص شد که شرکت مهرگان ارقام رایانه از گنجور شکایت کرده، گنجور رو فیلتر کرده و نه تنها اشعار مولانا که حدود دویست و بیست هزار بیت شعر از گنجور حذف شدن…
به نظر من حتا اگه شرکت مهرگان ارقام رایانه راست گفته باشه و تایپ این اشعار رو انجام داده باشه و بانک اطلاعاتش دزدیده شده باشه، که احتمالش خیلی کمه، باز هم نمیتونه از دسترسی آزاد و رایگان مردم به این اشعار جلوگیری کنه…
از آخرین نوشته ی وبلاگ من بیشتر از یک سال میگذره و چند بار تلاش برای شروع دوباره وبلاگ نویسی موفقیت آمیز نبوده!فیلتر شدن وبلاگم و پاک کردن اجباری آخرین نوشته ی وبلاگم هم مزید بر علت شد.
حالا امیدوارم با بهانه ی معرفی اپ های آندرویدی دوباره بتونم وبلاگ نویسی اینجا رو شروع کنم.برنامه ریزی کردم که هر هفته پنج-شش تا اپ خوب آندرویدی که خودم تست کرده باشم رو منتشر و معرفی کنم.
یادتونه اون فیلمساز۱ که فعال سیاسی شد؟
حالا هم یه فعال سیاسی۲ رفته فیلمساز شده.
خودشناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند ، بداند خاکی محض نیست ، پرتوی از روح الهی در او هست…
چندماهه که به کمک دوست خوبی، دارم خودمو بیشتر میشناسم!
بخش مهربون و بخش فیلسوف جاوید شناختهتر شدن.
دارم دنبال بقیه بخش ها میگردم.
لالای لای لای گل پونه، دلم از شب وابر و کین خونه.
لالای لای لای گل پسته، چرا درها، به روت بسته؟!
غریبه نیست، تورو دشمن، تورو دشمن، همین دوسته…
تنها چیزی که رد و بدل شد یک کتاب بود.
حالا من فقط آدرس خونه شون رو میدونم.
و همیشه با گوگل مَپ بالای خونه شون هستم.