کاج
کاج
سیب میدهد اگر عاشق شود
انگور میدهد اگر مست شود
توت فرنگی میدهد اگر خوشبخت شود
و کاج میماند…
اگر تنها باشد.
از وبلاگ حمید صادقی +
کاج
سیب میدهد اگر عاشق شود
انگور میدهد اگر مست شود
توت فرنگی میدهد اگر خوشبخت شود
و کاج میماند…
اگر تنها باشد.
از وبلاگ حمید صادقی +
نمیدونم چرا اینجوری شدم !
اصلاً دلم نمیخواد اینجوری باشم ، میدونم که باید صیور باشم ، نه به خاطر خودم ، فقط به خاطر آدمایی که وقتی من خوب نبودم صبور بودن و من رو تحمل کردن…
ولی… ، ولی فکر میکنم توی یه دنیایی افتادم که انگار یه اجباری توشه ، شاید هم اصلاً نمیخوامش ، شاید هم میخوام ، به خاطرش تلاش میکنم ولی هنوز نتونستم با خودم کنار بیام ، شاید باید روابطم با بقیه رو قطع کنم ، حتماً به خاطر اینه که عادت کردم دوست داشته بشم !
پر رو شدم ، دیوانه ….
هنوز احساس گناه میکنم به خاطر اتفاقاتی که توی تنهایی افتاده ، شاید نباید تنها میشدیم ، باوجود اینکه هیچ اتفاقی هم نیافتاده توی اون تنهایی ولی…
ذهنم خیلی درگیره ، من اصلاً آدم اینجوری نیستم ، نمیتونم صبور باشم ، ولی مگه میشه ؟ وقتی که آدما به خاطر من و فقط به خاطر من صبور بودن ! حالا من نباشم ؟
پی نوشت :
برای این پست نمیشه کامنت گذاشت ، نه فقط توی دنیای مجازی ، تو دنیای حقیقی هم نمیخوام کسی در مورد این پست حرفی بزنه.
این پست فقط برای خودزنی نوشته شده ، برای اینکه با خودم درگیر شدم و فقط هم به خودم ربط داره ، هیشکی هم نباید بخونه ، اصلاً چرا مینویسمش ؟
نوشتن این پست دقیقاً مث یه تلاش برای خودکشیه ! تلاشی که به امید ناموفق بودن انجام میشه !!!
بالاتوییت من رو دیدین ؟
ببینید : http://balatwit.jaavid.com
پ.ن :
به تعدادی همکارِ علاقه مند برای ادامه کار نیازمندیــــــــــــــــــــــم !
بعد از ۸ فروردین ، که توی یه پست از بوی حلوا و صدای قرآن نوشتم و کلی پیغام تسلیت داشتم ، تصمیم گرفتم دیگه همچین کاری نکنم ! به خاطر همین هم این نوشته رو حتی خودم هم نمیفهمم !
حتی برای اون پست وحید که فقط ۳ تا نقطه داشت هم کامنت نزاشتم….
اما این دفعه دیگه بوی حلوا و صدای قرآن به اینجا نمیرسه ، اصلاٌ هم شلوغ نیست ، در عوض خیلی خلوته ، خلوت و ساکت ، سکوت بدیه …
میترسم ، از بوی تلخ حلوا میترسم.
پ.ن :
میخواستم این نوشته رو منتشر نکنم و بزارم مثل خیلی از نوشته های دیگه ( که حتی به خاطر منتشر نکردنشون محکوم هم شدم )فقط پیشنویس بمونن ولی به خاطر نازی جان که تو بلاگش نوشته ، منم اینو منتشر میکنم.
نازی جان ممنون ، به خاطر خیلی چیزها و اینکه تو بلاگت نوشتی.
وحید جان عنوان خیلی قشنگی انتخاب کردی ،شاید اگه این عنوان و پست نازی نبود ، اصلاً نمینوشتم.
فکر کنم آهنگ بلاگ میم نوشت بیشتر از ۱۰۰ بار تکرار شد تا این متن رو نوشتم….
پیغام تسلیت دوست ندارم.
…
برف نو سلام ! سلام ….
کرمان هم بالاخره برف بارید (البته هنوز هم ادامه داره ! ) :
قرار برف بازی هم اینجا :
http://www.iauk.ir/forum/index.php/topic,78.0.html
اخبار ساعت ۹ پنج شنبه ، شبکه اول سیما :
اول : گزارش سفر رئیس جمهور محترم به خراسان جنوبی و کلی خوبی و اینا ! همه مردم راضی ، کارهای خوبی انجام شده و رئیس جمهور روبروی مردم بدون هیچ محافظی نشسته و داره حرف میزنه…
دوم : مردم گرجستان ناراضی از دست رئیس جمهورشون و خبر برگذاری انتخابات زود هنگام ( با تصاویر درگیری و زد وخورد )
سوم : مردم فرانسه از دست سارکوزی ( به خاطر رابطه زیاد با آمریکا ) شاکی هستن و اعتصاب کردن…
چهارم : پاکستان هم همچین اتفاقاتی داره میافته و ….
پنجم : دوباره خوبی های رئیس جمهور ، گروه حاکم در حال حاضر و باقی قضایا….
…
من فقط یک شب اخبار رو دیدم، شاید کاملاً اتفاقی بوده ! ولی نمبدونم که آیا واقعاً توی تلویزیون هر شب همین خبره ؟
وقتی خاتمی رئیس جمهور بود هم همین خبر بود ؟
اگه انتخاباتی در پیش نباشه بازم همین جوریه؟
چرا از بقیه مشکلات خبری نیست ؟
…
دیدن این ۲ تا فیلم آخری( چشمان کاملاً باز و س.ک.س و فلسفه ) تو موقعیتی که هستم خیلی جالب بود!
حس میکنم که مخم پرتاب شده است !
پینوشت :
تو وبلاگ حمیدرضا دیدم که در مورد فیلم هایی که دیده نوشته ، جالب بود که من هم تو این چند روز گذشته غیر از این ۲ تا فیلم که به لیستم اضافه کردم ۲ تا فیلمی که حمیدرضا دیده رو هم دیدم ! کلی هم به دنبال معنی Ratatouille بودم که فهمیدم میشه یتیمچه ! البته در مورد نامیرا ( Death Proof ) حدسم درست بود !
کاش هیچ وقت کتابی نمیخوندم ؟
نمی دونم چرا این جمله دردسر ساز شد؟ علامت سوال آخرش که تابلوئه ! در ضمن به جلسات کتابخوانی هم هیچ ربطی نداره ، یه چیزیه تو مایه های “We Don’t Need No Education” یادتونه که ؟ ( اگر هم نیست اینجا ببینیدش که یادتون بیاد. )
امیدوارم دوباره وبلاگم قیلطر نشه !