کتابخوانی…

مدتیه که هر هفته با تعدادی از دوستان ( عزیزان ! ) میشینیم دور هم و داستان ( قصه ) میخونیم ، در مورد اون داستان ( قصه ) حرف میزنیم ، نقد میکنیم ، چایی میخوریم ! و …
ماجرا از پیشنهاد نازیتا شروع شد.
تصمیم گرفتیم که بشینیم دور هم و کتاب بخونیم و در مورد کتابی که میخونیم حرف بزنیم و البته چهارشنبه سوری کتاب های ژانر فهیمه رحیمی رو بسوزونیم !!!! علی و وحید استقبال کردند ، شبی که توی کافی شاپ داشتیم در این مورد صحبت میکردیم محسن هم بود و محسن هم با اصرار ما موافقت کرد که به عنوان بزرگتر با ما باشه.
امروز جلسه هفتم هم به خوبی برگزار شد.
جلسه اول دکتر صالحی (که به صورت اتفاقی حضور داشت و خیلی هم از حضورشون لذت بردیم) کار خوبی کرد و سعی کرد به ما هدف بده ولی ما کله شق تر از این حرفها بودیم….
تصمیم داشتیم ( داریم ) بازی کنیم ، یه بازی که هیچ قاعده‌ی خاصی نداشت ولی الان داره !

جلسه اول و دوم : ماهی سیاه کوچولو - صمد بهرنگی
جلسه سوم و چهارم : یک هلو هزار هلو - صمد بهرنگی
جلسه پنجم و ششم : چراغ آخر - صادق چوبک
جلسه هفتم : داستانهایی از کتاب انتری که لوطی‌اش مرده بود - صادق چوبک

سعی میکنم برای این بازی (که خودم شخصاً درگیرش شدم و دارم ازش لذت میبرم) وب سایتی ایجاد کنم ، در مورد محتوا وب سایت مذکور هم جمع تصمیم خواهد گرفت رای گیری هم در کار نخواهد بود چون دیکتاتوری اکثریت رو دوست ندارم !