نوروز !
چهارشنبه ۸فروردین ۱۳۸۶همه چیز مثل همیشه هست !
ولی شاید نه !….
۲۹ اسفنده صبح ، دیشب تا دیروقت بیدار بودم ، همه هم اینجا بودن : خاله دایی پسرخاله ها دخترخاله ها و شوهراشون….
ولی الان انگار یه جوریه ! صدای قرآن میاد ، بوی حلوا….
مادربزرگم ( بی بی ) دیگه نیست….
پی نوشت :
وحید جان مرسی برای هم دردی !!!!
علی جان مرسی به خاطر اینکه روز دوم عید برای مراسم سوم اومدی مسجد…
…
RSS نظرات ||
تركبك
در صورتي كه تمايل به ارسال پيغام شخصي به من داريد ميتوانيد از صفحه تماس با من استفاده كنيد.
نظر خود را بنويسيد !





سلام
تبریک و تسلیت من رو در غم خو شریک بدون.
کاری اگه از دستم بر می آید بگو
دوستدارت نوید رئیسی
و هیچ کس هیچی به من نگفت؟
تسلیت میگم.
همیشه شادی کسانی که باقی موندن باعث تسلی غم کسانی میشه که رفتن. امیدوارم روزهای خوش زندگیت بیشتر از روزهای غم باشه.
سلام جاوید جان.
من به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنم.
واقعا وقتی این خبر رو شنیدم خیلی ناراحت شدم.
انشا الله غم آخرت باشه.
موفق باشید
امیدوارم از این غم ها تو زندگیت کمتر از بقیه داشته باشی
با درود/ تسلیت دیرهنگام من رو بپذیر…
Oh wait. Yes, I have. I’m sorry, but I just don’t have it in me right now to type it all out again. Besides, it was just ramblings anyway. You didn’t want to hear me go on and on about this, right?