رنج و عذاب از من !

یکشنبه ۳۰مهر ۱۳۸۵

هی تو ! داری به خاطر کار من ، به خاطر کارهایی که من کردم حقوق ماهیانه میگیری ! دیگه چرا اینقدر توقعت زیاده ؟ دیگه من چیکارت کنم ؟! من خودم زندگی ندارم ؟ دیگه رفاقت چه قدر؟
مگه تو خودت نبودی که همیشه میگفتی : من اگه کسی فایده ای برام نداشته باشه رفاقت رو تعطیل میکنم ؟!
رنج و عذاب ازمن - راحت و خواب از تو
کاسه ی خون از من - تنگ شراب از تو
چرا اینقدر از حسن نیت من سوئ استفاده میکنید ؟ حالا باید من تبدیل بشم به آدمی که تا کسی حرفی زد بگم : هزینه داره ؟

Share on FriendFeed