مهر ۳۰م, ۱۳۸۵
هی تو ! داری به خاطر کار من ، به خاطر کارهایی که من کردم حقوق ماهیانه میگیری ! دیگه چرا اینقدر توقعت زیاده ؟ دیگه من چیکارت کنم ؟! من خودم زندگی ندارم ؟ دیگه رفاقت چه قدر؟ مگه تو خودت نبودی که همیشه میگفتی : من اگه کسی فایده ای برام نداشته [...]
Posted in روزنوشت | ۰ comments »
مهر ۱۶م, ۱۳۸۵
———————————————–
Posted in روزنوشت | ۱ comment »
مهر ۱۳م, ۱۳۸۵
لعنت ! لعنت ، لعنت ، لعنت ! لعنت به هرچی حس ! که اینجوری آدمو می ریزه به هم ! اینجوری اعصاب خرد میکنه ! خودم هم نمی دونم چی شده ! اصلاً شاید اتفاقی نیافتاده ! شاید معلوم نیست شاید هم افتاده ….هرچی که هست مسئله اینه که دوباره من حس بد دارم [...]
Posted in نوشته های پراکنده | ۱ comment »
مهر ۸م, ۱۳۸۵
شرکت ، جمعه ، سینما ، به نام پدر ، قاصدک ، پرویز پرستوئی ، ابراهیم حاتمی کیا ، تموم شد ، تو خیابون ، پیاده روی ، نقد فیلم خیابانی ، ناامید از حاتمی کیا ، شرکت .
Posted in روزنوشت | ۲ comments »
مهر ۳م, ۱۳۸۵
امروز یه نفر تو دانشگاه منو صدا کرد : هی javid_me ! برگشتم ، اومد جلو سلام و احوال پرسی و اینا …..
بعد گفت کجایی آنلاین نیستی ! تعجب کردم …
الان تو Ignor List آی دی شو دیدم …:D
Posted in روزنوشت | ۰ comments »
مهر ۱م, ۱۳۸۵
گوگل خنگ شده ؟ من میخواستم Preferences جست و جورو توی گوگل رو تغییر بدم ولی اینجوری شد !
Google
Error
We’re sorry…
… but your query looks similar to automated requests from a computer virus or spyware application. To protect our users, we can’t process your request right now.
We’ll restore your access as quickly as [...]
Posted in نوشته های پراکنده | ۵ comments »